بهترین سریال فانتزی براندون ساندرسون شمشیرهایی را به ما داد که نیاز به درمان دارند
[ad_1]
دست و پنجه نرم با مسائل مربوط به سلامت روان موضوع اصلی در سریال فانتزی حماسه براندون ساندرسون The Stormlight Archive است. در حالی که قهرمانان این سریال با ارتش های خصمانه و ماشین آلات خدایی که در کنترل کل کیهان خم شده است ، می جنگند ، آنها همچنین باید با افسردگی ، سندرم تحمیل کننده خود مقابله کنند و خاطرات سرکوب کنند تا بتوانند قدرتهای جادویی جدیدی را به دست آورند. اما این فقط افرادی نیست که به درمان نیاز دارند – برای شمشیرهای احساساتی این سریال نیز به همان اندازه ارزشمند است.
بایگانی Stormlight در دنیای Wartorn Roshar قرار دارد ، جایی که قدرتمندترین رزمندگان شمشیر عظیم معروف به Shardblades دارند. Shardbearers می تواند تیغه های شش پا را از غبار احضار کند و با بریدن همه چیز در مسیر خود ، جزر و مد نبردها را برگرداند. شاهزاده ها با یکدیگر دوئل می شوند تا قدرت مبارزه خود را برای حق استفاده از آنها نشان دهند.
اما معلوم می شود که این شمشیرها حتی خنک تر بودند. Shardblades تجلی فیزیکی اسپرن ، قطعات احساساتی از افتخار و کشت خدایان است که می تواند با انسان پیوند برقرار کند تا آنها را با قدرت های باورنکردنی مانند شفابخشی ، پرواز و توانایی ایجاد توهم به آنها اعطا کند. اما مدتها پیش انسانها تیغه های خود را گذاشتند و سوگند هایی را که آنها و اسپرت آنها را به هم پیوند می داد ، شکستند. این روند آنقدر آسیب دیده به اسپن بود که آنها را به شکل سلاح در دنیای فیزیکی قفل کرد. به نظر می رسد که در دنیای خود ، قلمرو شناختی ، چشمانشان خراشیده شده و در اطراف کاتاتونیک سرگردان شده و سرگردان است.
شاهزاده آدولین کلین با باز شدن سریال با خوشحالی از همه این چمدان ها آگاه نیست. او فقط عاشق مبارزه با دوئل با Shardblade خود است. اما با ادامه این سریال و دوستان و نزدیکانش شروع به پیوند دادن به اسپن جدید می کنند ، او احساس می کند که احساس خارج می شود. پدرش از او می خواهد که به امید جذب یک اسپرن زنده ، Shardblade مرده خود را کنار بگذارد ، اما او از رها کردن آن امتناع می ورزد.
در عوض ، او شروع به صحبت با تیغه خود می کند و تصور می کند که به او گوش می دهد. و معلوم است که بوده است. از طریق پایداری ، او قادر به رسیدن به مالاران است که نام و افکار اساسی خود را با او به اشتراک می گذارد. این پیوند به او اجازه می دهد تا تیغه را سریعتر از حد معمول احضار کند و در قلمرو شناختی ، مایا نه تنها او را بی هدف دنبال می کند بلکه از طرف او می جنگد و سرانجام دوباره صدای او را پیدا می کند. ارتباط او با کسی که از او دست نکشید ، به او اجازه داد که بهبود یابد. مایا سپس قادر به دستیابی به سایر اسپن هایی است که به همین ترتیب به عنوان غیرقابل جبران شکسته تلقی شده اند و آنها را برای کمک به آدولین و افرادی که با آنها جنگیده اند ، راهپیمایی می کند. آنها مسیری را با نوع جدیدی از پیوند پیدا کردند که تمام قدرت را در دست انسان قرار نداد.
ساندرسون در ادامه به بررسی موضوع صحبت با کسانی که به نظر می رسد با دوست آدولین کالادین ، کارآموز یک جراح به سرباز افسانه ای تبدیل نشده است ، به بررسی موضوع صحبت می کند. آدولین برای کمک به کالادین برای مقابله با افسردگی و PTSD خود می جنگد ، و کالادین پس از کشف این که خرد پزشکی معمولی این است که بیمار روانی را در اتاق های تاریک تنها بگذارد ، این کار را می کند. او شروع به استفاده از گروه درمانی برای کمک به سربازان دیگر می کند. این کار چنان موفق است که وی وظیفه کمک به Szeth ، یک جنگجوی بسیار ماهر و قاتل را که توسط چرخه سوءاستفاده و نفس کشیدن دیوانه شده است ، کمک می کند.
کالادین کار سختی را برای رسیدن به Szeth دارد ، اما از طریق کار گسترده ای قادر است به او کمک کند تا با افکار مزاحم خود مقابله کند. اما Szeth تنها کسی نیست که به آن درمانی نیاز دارد. این دروس همچنین توسط Nightblood شمشیر حساس Szeth آموخته شده است.
Nightblood مانند یک Shardblade به نظر می رسد ، اما با هدف از بین بردن شر در دنیای دیگری جعل شده است. متأسفانه ، واقعاً نمی فهمد شر چیست. در نتیجه ، غالباً با خوشحالی به افرادی که حمل می کنند ، می گویند که باید مردم را در اطراف خود کشتند زیرا ممکن است شر باشد ، و همچنین هنگام غلاف حوصله می شود. هنگامی که از آن استفاده می شود ، تحت تأثیر خون قرار می گیرد و به سرعت زندگی را از هر کسی که در حال چرخش است ، تخلیه می کند.
کالادین به Szeth می آموزد که او چیزی نیست – که او لیاقت نحوه برخورد با او به عنوان پیاده را با قدرت های بیشتر ندارد. سخنان او همچنین برای Nightblood ، که به منظور کشتن یک خدا در سراسر جهان فرستاده شد ، به خانه رسید. این روش درمانی به Szeth کمک می کند تا میهن خود را از همان نیروی پیچ خورده که دوران کودکی او را با خون شبانه خراب کرده است ، آزاد کند ، با شمشیر خود را مهار کرده و از کشتن Szeth جلوگیری می کند زیرا متوجه شد که این نیز یک چیز نیست. این یک پیروزی برای قدرت درمانی برای انسان و سلاح های حساس است.
[ad_2]
منبع:polygon